واجد على خان

90

علم الأبدان ( فارسى )

ساكن دارد و بر چيزى تكيه نكند و طبيب تا سى و پنج نبضه دست بر نبض داشته باشد و اقل آن دوازده نبضه‌ست درين مدت تفحص حال نبض بوجه احسن مىشود و معلوم باد كه از جميع شرائين اعضا بر كيفيت حال قلب آگهى توان يافت اما از همه شرائين شريان ساعد را به چند سبب پسند كرده‌اند يكى آنكه دست را زود بيرون توان كرد و در بيرون آوردن آن هيچ شرم و حجاب نبود دوم آنكه شريان مذكور برابر قلب‌ست و همچون ديگر شريان‌ها در گوشت پنهان نيست سوم آنكه شريان مذكور ممتلى از ابخره نيست همچون شريان صدغ چهارم آنكه شريان مذكور اوسع شرائينست و روح در وى بيشترست لهذا حال دل از ان بوجه احسن دريافته مىشود و معلوم باد كه در مرض سكته حركت همه شريان‌هاى اعضا ساكت مىشود مگر شريانى كه در معاى مستقيم واقعست حركت او تا بقاى حيات مىباشد و بادخال اصبع در ان مقام محسوس مىگردد پس در آن وقت حكم بموت و حيات توان كرد پوشيده نماند كه نبض حركت اوعيه روح اعنى حركت مكان روح حيوانى را گويند كه آن در بطن ايسر قلب‌ست و اين حركت مركب‌ست از انبساط و انقباض انبساط بمعنى گشادن و انقباض بمعنى بند شدن و مثالش حركت منفخ‌ست كه يك بار گشاده مىشود براى گرفتن هوا و يك بار بند مىشود تا كه هواى گرفته را باندرون كوره رساند پس دو حركت در منفخ ثابت‌ست و در انتهاى هر حركت يك زمانه سكونست اعنى چون حركت انبساط تمام مىشود اندكى سكون واقع مىگردد و چون حركت انقباض به آخر مىرسد اندكى سكون لازم مىشود و اين زمانه هر دو سكون در منفخ آن وقت متميز و محسوس مىشود كه در كوره حاجت هوا باعتدال باشد و اگر حاجت هوا بيشتر باشد زمانه حركت سريع مىشود و زمانه سكون بغايت قصير و يك دفعه حركت انبساطى و انقباضى منفخ مع هر دو سكون عبارت از يك نبضه نبض‌ست پس واضح شد كه هر يك نبضه مركب‌ست از دو حركت و دو سكون يك سكون بانتهاى حركت انبساطى و يك سكون به حركت بانتهاى حركت انقباضى و هيئت قلب ما هيئت منفخ تشابه دارد گويم قلب منفخىست كه اندرون سينه نهاده‌اند اما محرك اين منفخ قوت حيوانىست و بمدد قوت حيوانى روح حيوانى از اجزاى لطيفه اعنى جوهر خون در بطن ايسر قلب پيدا مىشود و به راه شرائين در سائر اعضا جارى و